اردوی يزد

¤ اردوی فرهنگی-تفریحی یزد

از طرف دانشگاه یه اردوی سه روزه به مقصد یزد برگزار شد... من یزد نرفته بودم و می خواستم برم یزد رو ببینم... البته حتی خود بچه های یزد به من میگفتند میخوای بری چیه یزد رو ببینی... اما من نظرم مثبت بود...همه فقط به فکر تفریح بودند برای همین دیدن آثار باستانی کویر براشون جالب نبود...
عصر سه شنبه راه افتادیم... یه اتوبوس پسرا و یک اتوبوس دخترا (کاملاً جدا)... بچه های مسوول اردو خیلی زحمت کشیدند تا به بچه ها خوش بگذره... دستشون درد نکنه...
اما یزد اونقدرها که ازش بد تعریف میکردند جای بدی نبود اصلاً بنظر من خیلی هم خوب بود...خیلی جاها رو دیدیم...جای شما خالی... خانه محمودی و خانه لاریها و خانه عربها با آب انبارها و بادگیرهای جالبشون ... مسجد جامع... مجموعه میرچخماغ... موزه آب یزد... تو موزه، رنج و زحمت کسانی رو که در گذشته قنات حفر می کردند به خوبی نشون دادند... واقعا جالب بود...
باغ دولت آباد که جناب لیدر میگفت بلندترین بادگیر جهان رو داره جای با صفایی بود... اما جالبترین قسمت آتشکده زردشتیان و یه جای دیگه به نام چک چکو بود که تو اونجا زردشتیها تو خرداد مراسم زیارت بجا می یارند... جالب بود باید بدون کفش و با یه کلاه وارد زیارتگاهشون می شدیم...
خلاصه چون اردو گروهی بود بیشتر خوش گذشت...جای شما خالی...

تفعلی بزنیم بر دیوان خواجه شیراز :

ترا که هر چه مرادست در جهان داری چه غم ز حال ضعیفان ناتوان داری
  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ آبان ،۱۳۸٢