بورس شدن

سلامی به گرميه صميميت...

دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای

فرشته ات به دو دست دعا نگهدارد

 

¤ حاجی از دوستان نزديک منه... کمتر کسی مثل اون ديدم که با وجود اعتقادات خاصش پايبند اخلاقيات باشه... حاجی دانشجوی دکترا هست... خودش ميگه تدريس تو دانشگاه رو دوست نداره ولی برای اينکه درآمد ثابت و مطمئنی داشته باشه مجبوره توی يه دانشگاهی استاد بشه...

من: حاجی کجا رفته بودی؟

حاجی: رفته بودم شهر خودمون تا بورس دانشگاه شهرمون بشم.

من: خب شدی؟

حاجی: نه بابا... با اين که به رشته من خيلی احتياج دارن گفتن اول بايد يه ترم درس بدی تا تو رو مورد سنجش قرار بديم...

من: خب تو چی گفتی؟

حاجی: گفتم آخه من تازه ترم اولم بايد کلی واحد پاس کنم چطور اينهمه راه رو هر هفته بيام و برم؟

من: خب اونا چی گفتن؟

حاجی: مدير گروه گفته اين ديگه مشکل خودته... ما کاری به اين کارا نداريم...

من: حالا چيکار ميکنی؟ ميری؟

حاجی: چاره ای ندارم... ميرم تا بهانه ای نداشته باشند...

من: حالا اگه يه ترم درس بدی ديگه قطعاْ بورست می کنند؟

حاجی: نه... تازه بايد وزارتخونه موافقت کنه اگه اونا مخالفت کنند بورسم نمی کنند...آخه تازگيها وزارت علوم به شدت به کمبود بودجه برخورده...

بله اين از وضع دانشجويان دکترای مملکت ماست... يه زمانی اون اولای انقلاب يه سری آدم با استفاده از بودجه اين مملکت رفتن کشورهای خارجی هم حال کردن هم مدرکشون رو گرفتن... خيلی هاشون هم بی سوادن ولی چون اون موقع آدم تحصيل کرده کم بوده اومدن استخدام شدن و تا آخر عمر به اين کرسيه استاديشون چسبيدن... هر چقدر هم بی سواد و ناکارآمد باشن از سيستم خارج نميشند... نمی دونم اون موقعه جنگ که وضع مملکت خراب بود اين وزارت علوم چطور ميتونست اينقدر برای اعزام دانشجو به خارج خرج کنه ولی الان که مثلاْ جنگ نيست نمی تونه حتی برای داخل دانشجو بورس کنه؟ تازه بودجه دانشگاهها رو هم کم کردن... از طريق دانشگاه پيام نور دارن پول در ميارن... واقعاْ که اينجور برخورد با دانشجوهای دکترا تاسف باره... بعد ميگند که چرا مغزهای ما فرار ميکنند... آقاجان اصلاْ لازم نيست دنبال دليل بگرديد همه چی واضح و آشکاره... حيف که آمريکای نادان هم داره به اين کله گنده های دزد کمک ميکنه ... چرا آدم اينجا که برای دانشجو و کلاْ قشر باسواد جامعه ارزشی قائل نميشند بمونه؟ خيلی از بچه ها اگه مشکل مالی نداشتن تا حالا رفته بودن... چرا جايی که پارتی بازی به جای شايسته سالاری حاکمه بمونه؟ متاسفانه نمی فهمند و شايد هم ميفهمند ولی سرشون رو تو آخور کردن...

بازم سياسی رفتم فکر کنم ديگه وبلاگمو ببندن...

تا بعد...

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸۳