زندگی بايد کرد

سلام...

ديروز عجب برفي ميومد و امروز اونقدر هوا صاف شده انگار كه اصلاً ديروز از برف خبري نبوده... بهر حال تو اين شرايط من هواي آفتابي و صاف رو ترجيح ميدم... راستش اصلاً از هواي ابري و گرفته خوشم نمياد... تو شمال اكثراً هوا ابريه... خورشيد پيدا نيست... آدم دلش ميگيره... براي همين من هواي آفتابي رو خيلي دوست دارم...
چند وقته كه خوابم به هم خورده و شبا بيدارم... فكر ميكنم كه بيدار موندن تو شب اشتباه باشه ... تصميم گرفتم از امشب درست بخوابم...

ديروز يه پيرزن 97 ساله رو از زير آوار درآوردن... واقعاً از عجايب روزگاره... بعد از 7 روز هنوز زنده مونده بود... خواست خدا این بوده که اون پیرزن زنده بمونه... حتماْ حکمتی تو این کار هست...
شنيده شده كه سگهاي زنده ياب خارجي ها رو دزديدند... اگه اين خبر واقعيت داشته باشه بايد بگم كه متاسفم... اگه سگ رو دزدیده باشند حتماْ خیلی از چیزای دیگه مثل چادر پتو و... رو هم دزدیدند... آدم باید خیلی پست باشه که تو این شرایط از یکسری آدم بدبخت و مصیبت دیده دزدی کنه... حالا من یه چیزایی در مورد دزدی از زلزله رودبار شنیدم که اگه واقعیت داشته باشه که داره واقعاْ وحشتناکه...

به هر حال تا شقايق هست زندگي بايد كرد...

تا بعد...


  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸٢