اوضاع خوب نيست

به نام او که در اين نزديکی است...

¤ پروژه

فرصت زيادی ندارم ... بايد پروژه نهاييمو آماده کنم... هنوز کلی کار دارم ... خوب فکر کردم و تصميم گرفتم فعلاْ کارای ديگه رو تعطيل کنم و بچسبم به پروژه... نمی خواستم به علی بگم که فعلاْ نمی تونم باهات کار کنم ولی بايد اين کار رو می کردم چونکه الويت اول پروژمه... وقتی بهش گفتم کلی ناراحت شد حتماْ پيش خودش گفت ؛تو هم رفيق نيمه راه شدی نامرد؛ من هم ناراحت شدم ولی فعلاْ شرمندش شدم...

¤ خداحافظی!

فعلاْ قصد خداحافظی از وبلاگ رو ندارم... ولی شايد نتونم زود به زود به روز کنم...

آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا

 

غزلی از حافظ:

صبح ست ساقيا قدحي پر شراب كن
دور فلك درنگ ندارد شتاب كن
زان پيش تر كه عالم فاني شود خراب
ما را ز جام باده ي صافي خراب كن
خورشيد مي ز مشرق ساغر طلوع كرد
گر برگ عيش مي طلبي ترك خواب كن
روزي كه چرخ از گل ما كوزه ها كند
زنهار كاسه ي سر ما پر شراب كن
ما مرد زهد و توبه و طامات نيستيم
با ما به جام باده ي صافي خطاب كن
كار صواب باده پرستي ست حافظا
برخيز و عزم جزم به كار صواب كن

تا بعد حق يارتان...

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ دی ،۱۳۸٢