سلامی به گرمی صميميت

¤ خب بعد از يه هفته می خوام دومين يادداشتمو بنويسم...

وای اين جابجايی خونه چقدر سخته! البته منظورم اتاقه...آخه من خوابگاهيم و بايد اتاقمو تو اين ترم عوض ميکردم...ساعت ۱۲ شب بود اتاقی که ما بايد تو اون ساکن می شديم خالی شد و چه خالی شدنی چون بچه های اتاق قبلی هر چی تو اون بود رو با خودشون برده بودند حتی کمد و صندلی رو هم برده بودند...ما هم مجبور شديم اون وقت شب از اتاقمون صندلی و کمد رو کول کنيم بياريم پايين...اما اين باعث شد که حسابی اتاقمونو تميز کنيم...واقعاْ حالا می فهمم مادرم چی ميکشه...می خوام از همين جا ازش تشکر کنم...مامان عزيزم دستت درد نکنه...

¤ آخرين نمره و استاد...

نمره آخرمو هم گرفتم...نمرم خوب شد واقعاْ از استادم ممنونم...درس شبکه های بدون سيم پيشرفته...خيلی از اين درس خوشم می يومد...راستش بايد بگم اين استاده که باعث ميشه يه درس برای دانشجوها جالب بشه يا برعکس عذاب آور بشه...من ليسانس، دانشگاه شهرستان بودم...اونجا بيشتره استادامون فوق ليسانس بودند...بعضياشون واقعاْ بيسواد بودند...فکر ميکردم دانشگاههای تهران اينجوری نيستند...وقتی اومدم اينجا ديدم تقريبا همه استادا مدرک دکترا دارند ولی بعد از مدت کمی به اشتباه خودم پی بردم...وای چه استادايی!!!بعضياشون به ـــــــ ميگن زکی...مهندس زنج و مهندس شيرکوهی دو تا از استادای من تو ليسانس بودند واقعاْ که نسبت به خيلی از آقايون دکترای اينجا بهتر بودند...آقايون دکترا يا اخلاق ندارند يا سواد ندارند بعضياشون هم دوتاشو ندارند...تو این مدت با استادای زیادی درس داشتم فقط دوتاشون عالی بودند: دکتر محمدی از دانشگاه خودمون و دکتر جمالی از دانشگاه تهران...یه استاد باید هم تو تدریس هم تو اخلاق نمونه باشه...دکتر جمالی اصلاْ حضور و غیاب نمی کرد اما اونقدر خوب درس می داد و اونقدر فروتن بود که همیشه کلاسش پر بود...

¤ عمر گران میگذرد...

I DREAMED I HAD AN INTERVIEW WITH GOD
خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم

"SO YOU WOULD LIKE LIKE TO INTERVIEW ME?" GOD ASKED


خدا گفت :پس میخواهی با من گفتگو کنی؟
"IF U HAVE THE TIME" I SAID
گفتم :اگر وقت داشته باشید
GOD SMILED
خدا لبخند زد
"MY TIME IS ETERNITY"
وقت من ابدی است
"WHAT QUESTIONS DO YOU HAVE IN MIND FOR ME"
چه سئوالاتی در ذهن داری که می خواهی از من بپرسی ؟
"WHAT SURPRISES YOU MOST ABOUT HUMANKIND"
چه چیز بیش از همه شما رو در مورد انسان متعجب می کند؟
GOD ANSWERED
خدا پاسخ داد...
"THAT THEY GET BORED WITH CHILDHOOD"
این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند
THEY RUSH TO GROW UP AN AND THEN LONG TO BE CHILDREN AGAIN
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند
"THAT THEY LOSE THEIR HEALTH TO MAKE MONEY
این که سلا متشان را صرف بدست آوردن پول می کنند
AND THEN LOSE THEIR MONEY TO RESTORE THEIR HEALTH
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند
"THAT BY THINKING ANXIOUSLY ABOUT THE FUTURE"
این که با نگرانی نسبت به آینده
THEY FORGET THE PRESENT
زمان حال فراموش شان می شود
SUCH THAT THEY LIVE IN NEITHER THE PRESENT NOR THE FUTURE
انچنان که دیگر نه در آینده زندگی می کنند و نه در حال
"THAT THEY LIVE AS IF THEY WILL NEVER DIE"
این که چنان زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد
AND DIE AS IF THEY HAD NEVER LIVED
و چنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند
GOD'S HAND TOOK MINE AND WE WERE SILENT FOR A WHILE
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ما ند یم
AND THEN I ASKED
بعد پرسیدم...
"AS A PARENT WHAT ARE SOME OF LIFE'S LESSONS YOUR CHILDREN TO LEARN"
به عنوان یک پدر میخواهید فرزندان تان چه درس هایی از زندگی را یاد بگیرند؟
GOD REPLIED WITH A SMILE
خدا با لبخند پاسخ داد
"TO LEARN THEY CANT NOT MAKE ANYONE LOVE THEM
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد
WHAT THEY CAN DO IS LET THEMSELVES BE LOVED
اما می توان محبوب دیگران شد
"TO LEARN THAT IT IS NOT GOOD TO COMPARE THEMSELVES TO OTHERS"
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با د یگران مقایسه کنند
"TO LEARN THAT A RICH PERSON IS NOT ONE WHO HAS THE MOST
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد
BUT IS ONE WHO NEEDS THE LEAST
بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد
"TO LEARN THAT IS TAKES ONLY A FEW SECONDS TO OPEN PROFOUND
WOUNDS IN PERSONS WE LOVE
یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان دارند ایجاد کنیم
AND IT TAKES MANY YEARS TO HEAL THEM
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد
"TO LEARN TO FORGIVE BY PRACTICING FORGIVENESS
با بخشیدن بخشش یاد بگیرند
"TO LEARN THAT THERE ARE PERSONS WHO LOVE THEM DEARLY "
یاد بگیرند که کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند
BUT SIMPLY DO NOT KNOW SHOW TO EXPRESS OR SHOW THEIR FEELINGS
اما بلد نیستند احسا سشان را ابراز کنند یا نشان دهند
"TO LEARN THAT TWO PEOPLE CAN LOOK AT THE SAME THING AND SEE IT DIFFERENTLY"
یاد بگیرند که می شود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند
TO LEARN THAT IT IS NOT ALWAYS ENOUGH THAT THEY BE FORGIVEN BY OTHERS
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند
THEY MOST FORGIVE THEMSELVES
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند
"AND TO LEARN THAT I AM HERE
و یاد بگیرند که من اینجام
ALWAYS
همیشه

>   
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ مهر ،۱۳۸٢