با نام خدا

در اين درگه که گهگه که کُه و کُه که شود ناگه

مشو غره به امروزت که از فردا نه ای آگه

¤ من هدفم رو مشخص کردم... هدف من خدمت به مردمه اونطور که مورد رضای خدا باشه... من ميخوام به اصل بچسبم و فرع رو رها کنم... 

¤ دل ميگيره

پشت اين پنجره ها دل ميگيره
غم و غصه دل تو ميدوني
وقتي از بخت خودم حرف مي زنم
چشمهام اشك بارون ميشه تو ميدوني
عمريه غم تو دلم زندونيه
دل من زندون داره تو ميدوني
هر چي بهش ميگم تو آزادي ديگه
ميگه من دوست دارم تو ميدوني
ميخوام امشب با خدا شكوه كنم
شكوه هاي دلمو تو ميدوني
بگم اي خدا چرا بختم سياست
چرا بخت من سياست تو ميدوني
پنجره بسته ميشه شب ميرسه
چشام آروم نداره تو ميدوني
اگه امشب بگذره فردا ميشه
مگه فردا چي ميشه تو ميدوني

عمريه غم تو دلم زندونيه
دل من زندون داره تو ميدوني
هر چي بهش ميگم تو آزادي ديگه
ميگه من دوست دارم تو ميدوني

پشت اين پنجره ها دل ميگيره
غم و غصه دل تو ميدوني

وقتي از بخت خودم حرف مي زنم
چشمهام اشك بارون ميشه تو ميدوني

هر چي بهش ميگم تو آزادي ديگه
ميگه من دوست دارم تو ميدوني

*** خواننده: فريدون فروغی *** 

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۳:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸۳

عيد فطر

به نام خدا

فعلاْ سرم خيلی شلوغه...

تا بعد...

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ آبان ،۱۳۸۳

دانشگاه هوائی

سلامی دوباره به دوستان گرامی...

زندگی هم سخته و هم آسونه... آدم بعضی وقتا به جای اینکه عصبانی بشه باید بشینه و فقط به حوادث این زندگی بخنده...

 

تا بعد....

  
نویسنده : مهرداد ; ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸۳